السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
468
تفسير الميزان ( فارسي )
امام على بن ابى طالب ( ع ) نقل كرده است « 1 » . و در كافى به سند خود از ابى بصير از امام ابى عبد اللَّه ( ع ) روايت كرده كه در ضمن حديثى در معناى * ( « وَالْمُؤْتَفِكاتِ أَتَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ » ) * فرمود : مقصود از ايشان قوم لوط است كه « ائتفكت عليهم » يعنى زمين برايشان زير و رو شد ، و پائين و بالا گرديد « 2 » و در تهذيب به سند خود از صفوان بن مهران آورده كه گفت : به امام صادق ( ع ) عرض كردم زن مسلمان نزد من مىآيد ، او مرا به شغلم ( چارپادار ) مىشناسد و من او را به مسلمانى مىشناسم ، و او محرمى ندارد ، آيا او را حمل بكنم ؟ فرمود : عيب ندارد ، حمل كن ، زيرا مؤمن براى زن مؤمن محرم است ، آن گاه اين آيه را تلاوت نمود : * ( « وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ » ) * « 3 » . مؤلف : اين روايت را عياشى در تفسير خود از صفوان جمال از آن حضرت نقل كرده « 4 » . و در تفسير عياشى از ثوير از على بن الحسين ( ع ) روايت شده كه فرمود : وقتى اهل بهشت وارد بهشت شده و ولى خدا به جنات و قصرهاى خود درآيد و هر مؤمنى بر اريكه ( تخت ) خود تكيه زند ، خدمتگزارانش به دورش حلقه مىزنند ، و شاخه هاى پر ميوه ، خود را به طرفش خم مىكنند و در پيرامونش چشمه سارها جوشيدن مىگيرد و از چشم اندازش نهرها به جريان مىافتد و برايش بساطها گسترده مىگردد و پشتىها برايش مىگذارند و هر چه را كه بخواهد و اشتها كند قبل از آنكه به زبان آورد خدامش برايش حاضر مىسازند و برايش حور العين از جنان بيرون مىآيند و بندگان خدا آنچه كه خدا بخواهد در اين حالت و در اين تنعم بسر مىبرند . تا آنكه پروردگار جبار براى آنان تجلى نموده مىفرمايد : اى اولياء و اى اهل طاعت من ! و اى ساكنان بهشت من كه در جوار من منزل گرفتهايد ! ميل داريد به شما از كرامتى بالاتر از آنچه داريد خبر دهم ؟ عرض مىكنند : پروردگارا آن چيست كه از اين بهشت كه هر چه بخواهيم در آن مىيابيم بهتر و بالاتر است ؟ . بار ديگر همان پرسش تكرار مىشود و عرض مىكنند : پروردگارا ، بله ، آن كدام خير مىباشد كه بهتر از اين بهشت است ؟ خداى تعالى فرمايد : رضايت من از شما و دوستى من
--> ( 1 ) معانى الاخبار و توحيد صدوق ص 259 ( 2 ) روضة الكافى ج 8 ص 157 ذيل ح 202 ( 3 ) تهذيب ج 5 ص 401 ح 41 ( 4 ) تفسير عياشى ج 2 ص 96 ح 87